داستان عجیب گنجشک‌کشی مظفرالدین شاه قاجار

داستان عجیب گنجشک‌کشی مظفرالدین شاه قاجار
مظفرالدین شاه قاجار در کتاب خاطرات روزانه خود داستانی غرورآمیز از خود در شکار گنجشک‌ها تعریف می‌کندو
کد خبر: ۱۳۹۵
|
۳۱ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۵:۰۷

زی‌سان: مظفرالدین شاه قاجار در کتاب خاطرات روزانه خود در دوم محرم ۱۳۲۰ هـ ق (۱۲۸۰ هـ ش – ۱۹۰۲ م) می‌نویسد: 

«صبح از خواب برخاستم دست و رومان را شستیم و چائی خوردیم. وزیر دربار آمد قدری صحبت کردیم با وزیر دربار چند تا سار روی درخت نشسته بود زدیم و بعد آمدیم بیرون.

سید علاء الدین موافق معمول مثل پیرار سال عریضه جات آقا سید عبدالله مجتهد سلمه الله را آورده بود و دعائی فرستاده بود جواب جناب آقا سید عبدالله را نوشتم و پرسیدم جناب اشرف اتابک اعظم کجا هستند گفتند مشغول دعای روز جمعه هستند. سوار اتومبیل شدیم و آمدیم قدریکه آمدیم اسب خواستیم و سوار شدیم فخر الملک و سیف السلطان و سایرین بودند.

چند تا گنجشک با طپانچه زدیم و خوب زدیم همینطور سواره آمدیم تا رسیدیم زیر ده هیو. آنجا سوار اتومبیل شدیم و راندیم از آنجا که اردو نمایان شد و رسیدیم بارد و بقدر طهران تا دوشان تپه بود. در بیست و هشت دقیقه با اتومبیل این یک فرسخ راه را آمدیم رسیدیم بمنزل.

داستان عجیب گنجشک‌کشی مظفرالدین شاه قاجار

منزل مهمانخانه قشلاق است نهاری خوردیم، بقدر دو ساعتی خوابیدیم و بعد برخاستم و بنای گنجشک و سار زدن را گذاشتم با آن تفنگ کوچکی که وزیر دربار پیشکش کرده است با گلوله ده پانزده تا گنجشک و سار زدیم.

 یک گنجشک سیاه هم دیده شد چیز غریبی بود. فخر الملک و ندیم السلطان [و]وکیل الدوله این‌ها آمدند قدری کاغذ خواندیم و بعد با ندیم السلطان درس‌های فرانسه مان را مذاکره کردیم تا نزدیک غروب بعد جناب اشرف اتابک اعظم را خواستیم، آمد تا یک ساعت از شب گذشته بعضی فرمایشات کردیم و بعد آقا سیدحسین آمد روضه خواند وزیر دربار فخر الملک و سیف السلطان، بودند صحبت کردیم.

وزیر دربار طپانچه کوچک را براى بصیر السلطنه انداخت بصیر السلطنه ترسید. خیلی بامزه بود و خنده داشت. بعد شام خوردیم و بعد از شام باز بقدر یکساعتی نشستیم فخر الملک و سایرین بودند صحبت میکردیم. بعد خوابیدیم.»

سایر اخبار
ارسال نظرات
غیر قابل انتشار: ۰ | در انتظار بررسی: ۰ | انتشار یافته:
گوناگون